هرسال با فرا رسيدن فصل پاييز و نواخته شدن زنگ مدارس و دانشگاهها، جنب و جوش عظيمي سرتاسر گيتي را فرا ميگيرد. در راستاي عمل به حديث نبوي: "اطلب العلم من المهد الي اللحد" كه ميفرمايد:
"ز گهواره تا گور دانش بجوي"؛ عليرغم گذشت ساليان درازي از فارغالتحصيلي اجباري (كه برخي از آن به فارغالتحميلي! ياد ميكنند)، مجددا بر آن شديم تا پيش از فرا رسيدن ملك الموت و نزديك شدن به گور، به فرمودهي پيامبر اكرم(ص) عمل و دوباره طلب علم كنيم. اين شد كه مجددا رداي دانشجويي بر تن كرديم، اگر چه رداي مذكور مختصري به تنمان زار ميزند!!
معمولا آدمهاي مبتلا به آلرژيهاي فصلي، با فرا رسيدن فصل جديد حساسيتهايشان گل ميكند، در اين ايام نيز مبتلايان دانش (دانشآموزان و دانشجويان گرامي) حساسيت بيشتري نسبت به اخبار مرتبط پيدا ميكنند. از آنجا كه ما هم از اين قاعدهي كلي مستثني نيستيم، اخيرا بيشتر پيگير و درگير اخبار تحصيلي شدهايم.
در برخي جرايد كثيرالانتشار ، اخبار آغاز سال تحصيلي دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي كشور و چگونگي مراجعهي دانشجويان ورودي جديد، منتشر شده بود. به عنوان نمونه زمان و مدارك مورد نياز جهت ثبتنام دانشجويان ورودي 87 پذيرفته شده در دانشگاه صنعتي اميركبير، در روزنامهي همشهري و سايت اينترنتي سازمان سنجش آموزش كشور درج شده بود. جالب توجه اينكه در متن آگهي مزبور، ضمن خيرمقدم به پذيرفتهشدگان گرامي، 2 دفعه بر الزامي بودن حضور اولياي دانشجويان در هنگام ثبتنام تاكيد كرده بودند.
البته اين موضوع فينفسه تازگي ندارد. سابق بر اين رسم بود كه چند روز مانده به آغاز كلاسهاي مدارس، دانشآموزان به همراه والدين خود براي كلاسبندي به مدرسهي محل تحصيل خود مراجعه ميكردند. اين كار فوايد زيادي براي همهي دستاندركاران آموزش مدارس ابتدايي، داشت كه شايد نيازي به شمارش آنها نباشد. اما خبرنگاري شغلي است كه خيلي در بند شايد و اگر و از اين قبيل كلمات شرطي نيست. اگرچه در موردش فرموده باشند:
بيت: نگار ما كه به مكتب نرفت و خط ننوشت ... خبر رسيد كه او ناگهان مهندس شد!
(در پرانتز: بايد توجه داشت كه اين بيت، چندان هم صحيح نيست. اينطوري كه از شواهد بر ميآيد، برخي از اطبا و شكستهبندهاي قديمي كه مكتب نرفته و خط ننوشته، ملا شدهاند عموما به طب قديم اشتغال داشته و مردم عادي آنها را دكتر صدا ميزدهاند. اين دسته از دكترها معمولا بدخط هستند. اما اين دليل نميشود كه شاعري (ولو خود ما) بنا به ضرورت وزن و قافيه، وصلهي ناجور به مهندس جماعت بچسباند.
بيت: نگو شعري كه بر سر سنگت آيو ... و در وزن و قوافي، تنگت آيو! )
بنابراين تصميم گرفتيم بهعنوان يكي از دانشجويان غير پليتكنيكي، نسبت به تحليل خبر مذكور و رمزگشايي دلايل اين تاكيد مؤكد(!) اقدام كنيم.
دلايل حضور اولياي دانشجويان ورودي جديد هنگام ثبتنام در دانشگاه:
1- تشكر مسئولين دانشگاه از والدين محترم براي پروراندن چنين دسته گلهاي نازنيني
تبصره: در اين فقره، دانشجوياني كه فاقد ولي ميباشند و يا خودشان به سني رسيدهاند كه والدين ديگران شدهاند، بلاتكليفند. خواهشمنديم كه هرچه زودتر اين عده را از بلاتكليفي و سرگرداني نجات دهند.
2- ريختن ترس دانشجويان جديد، لدي الورود به دانشگاه و گرفتن بهانهي دلتنگي و گريه زاري از ايشان. بعضا ديده ميشود كه دانشجويان جديد، با جدا شدن از والدين، خيلي اظهار دلتنگي ميكنند و حتي اين موضوع باعث مشروط شدن ايشان در ترمهاي اول دانشگاه شده است.
3- نشان دادن محيط و سوراخ و سمبههاي دانشگاه به اولياء
4- يادآوري اين نكته به اوليا كه: "دانشگاه كارخانهي آدم سازي است" و اينكه تا آخرين قطرهي مركب، راهتان را ادامه ميدهيم.
5- ارائه برنامههاي درسي به دانشجويان و والدين گراميشان و تاكيد بر هردمبيل نبودن برنامهريزي آموزشي به منظور پيشگيري از دو دره شدن ايشان توسط برخي دانشجونماها!
6- آشنايي والدين با برنامههاي امتحاني و نحوهي پرسيدن وضعيت درسي دانشجوها از اساتيد مربوطه!
7- نشان دادن وضعيت خوابگاههاي دانشجويي و تراكم موجود در آن به جهت آشنايي والدين.
تبصره:خدا وكيلي خوابگاه براي خود دانشجوها هم جاي كافي ندارد. لذا اگر دانشجوي فاقد خوابگاهي، به والدينش گفت كه براي درس خواندن به خوابگاه ميروم، پيگير باشند كه دورشان نزده باشد!
8- معرفي برنامهها و رويدادهاي پيش رو از جمله: جشنواره فرهنگي هنري "اعتياد هرگز"
9- آشنا كردن دانشجويان و والدينشان با برنامههاي فرهنگي و فوق برنامه از قبيل: كانون شعر و ادب، گروه كوه، گروه تئاتر و نمايش، كلوپ فيلم (مجاز) و ...
10- ادامهي فرايند موفق و تجربه شدهي "كمك به مدرسه" با مشاركت اوليا و جلوگيري از فراموش شدن اين سنت حسنه.
11- تشكيل انجمن اوليا و مربيان
12- پايهريزي مجلس دانشجويي در ادامهي مجلس دانشآموزي. واضح است كه تا 4-5 سال بعد، همين دسته گلها بايد به آب داده شوند و وارد جامعهي فني و سياسي شوند. لذا نبايد مجلس دانشآموزي مورد فراموشي واقع شود و دانشجوها بايد كماكان فعاليت خود را ادامه بدهند.
13- هماهنگي سرويس اياب و ذهاب مطابق نرخ جديد
14- پذيرايي از والدين با خوراندن يك وعده غذاي لذيذ سلف سرويس دانشگاه و پايان دادن به شايعات موجود مبني بر وجود برخي افزودنيها(!) به غذاهاي سلف.
بعدالتحریر:
از موقعی که این مطلب را برای عزیزانم در شماره ۳۵ نشریه دانشجویی "ستون آزاد" نوشتم (حدود یکماه پیش) تا وقتی که آن را روی وبلاگ گذاشتم، به گمانم فرصت خوبی بود تا مسئولین مرتبط در سازمان سنجش و امیرکبیر، این سوتی عظمی را از صحنه ی اینترنت حذف کنند. امیدوارم که دیگر از این اشتباهات نداشته باشند. هدف من به عنوان طنزنویس، اصلاح است که الحمدلله دوستان از این فرصت برای اصلاح (لا اقل در حد اینترنت) استفاده کردند. اما اینجا و اینجا و جاهای دیگر، هنوز دم خروس قابل مشاهده است!

