تبليغاتX
مرد رند!

مرد رند!

تحفه‌ ي نطنز

Iran Air or Lufthanza! This is the problem!

 لوفت هانزا Lufthanza   ايران اير Iran Air

به "ايران اير" بر گشتم1 صباحي

"شنيدم ناله و افغان و آهي!" 2

صداها مختلف بودند، يعني

صداي آه بود و قاه‌قاهي!

صدا از داخل كابين مي‌آمد

جلو رفتم بيندازم نگاهي

تمام درزها را بسته بودند

به هر ترتيب پيدا گشت راهي

سريعا چشم‌ها را زوم كردم

مگر بينم نشاني از تباهي

دو مهماندار ديدم، سخت زيبا

يكي چون لك‌لك و آن يك چو ماهي

يكي‌شان باز بود و اهل شوخي

يكي غمگين چو كفترهاي چاهي

نبيند چشم‌تان روز بد، آنجا

نديدم هيچ‌گونه اشتباهي!!

سريعا گوش خود را تيز كردم

- اگرچه بود اين كارم گناهي!-

شنيدم اينكه مهماندار مي‌گفت:

سراغ من مي‌آيد ترس گاهي

شده گويا به "ويران اير" تبديل

هواپيمايي ملي شاهي!

ندارد امنيت پروازهامان

مي‌افتيم آخرش، خواهي نخواهي!

رفيقي يافتم در "لوفت‌هانزا"

به من داده است قول، اما شفاهي!

كه من را كاره‌اي سازد در آنجا

گذارد بر سرم تاجي، كلاهي!

دعا كن بعد اصلاحات بيني

شوم مستخدم آنجا، الهي!

...

انا لله و انا اليه راجعون : بازگشت همه به سوي اوست!

 

توضيحات مترجم!

1-      بر گشتم: بر شدم، سوار شدم!

2-      در برخي مجالس ترحيم و تدفين، قليلي از وعاظ و مادحين محترم، مصراع را اين‌چنين قرائت مي‌كنند:

      "شنيدم ناله و آه و فقاهي!!"

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 14:41  توسط رند عالم‌سوز  | 

 

فرمانده فرمان داد:

ديگر نيازي نيست گل را روي دوش خويش بگذاري

هنگام پافنگ است!

 

اين‌روزها

مانند پوتين‌هاي روز اول خدمت

اين خُلق لاكردارمان تنگ است

 

با هرچه و هركس كه فكرش را بفرماييد

با شخص آقادايي و الباقي اعضا

-منظورمان اعضاي فاميل است!-

دائم گلاويز است و در جنگ است

شلوارمان تنگ است!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 7:48  توسط رند عالم‌سوز  | 

 بده در راه خدا پيتزا به من!

هر كس كه رد شد از بغل فست‌فود تو

رفته‌ است بي‌هوا به دو چشمانش دود تو

دود كباب قسمت ما بود پيش از اين

حالا چه مي‌رسد بهمان از وجود تو؟!

يك‌دانه قارچ با دو سه پر كالباس مرغ

يك‌خرده هم پنير و ... شد اين جانك‌فود* تو؟!

خواهي كه يك شبه بروي راه سال‌ها؟!

اي تف به اين خِساست و طبع جُهود تو!

اين‌كاره نيستي كه بتيغي علاوه‌تر

پيداست اين ز چهره و چشم كبود تو!

گر پيتزا و برگر و اين چيزها نبود

فرقي نداشت لابد بود و نبود تو

اين كار سخت از تو نيايد كه فرق‌هاست

بين گلابي من و آن آمرود تو

با اين وجود گر كه بخواهي مشاوره

كاري كنم كه كور بگردد حسود تو

 

جاي مغازه از همه چيزي مهم‌تر است

جايي بزن مغازه كه باشد به سود تو

خوب است آن دكان دو نبش كنار پارك

آن را بگير تا نشده دير، زود تو

چون چترباز يا خلبان‌هاي كار بيست

بنگر كجاست مقصد و باند فرود تو

يك جاي پرت يا كه خيابان سوت و كور

قطعا شلوغ مي‌نشود با ورود تو!

عشاق نوجوان همه دنبال جاي دنج

هستند و نيست دنجي آن‌جا به سود تو!

وقتي كه نيست مشتري، آخر چه فايده

تا بوق سگ صداي موزيك و سرود تو؟!

بوي غذا بپيچد اگر در مغازه‌ات

پس بي‌خود است قاعدتا جنس هود تو

كيفيت غذا و دكور، هر دو لازم است

تبليغ هم ضمانت رشد و صعود تو

معناي Fast ، تند و سريع است در لغت

فس‌فس شود مسبب افت و ركود تو

بايد به مشتري بگذاريد احترام

دارد اثر بيان و قيام و قعود تو!

...

* Junk Food: نام ديگر Fast Food و نوعي آت و آشغال خوردني كه مخصوص آشغال‌خورها است! هله هوله!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 16:14  توسط رند عالم‌سوز  | 

 

خداحافظ همين حالا، عزيزم!           شب است و موقع لالا، عزيزم!

تو در مجري‌گري، رند و شجاعي          مقامت هست بس والا، عزيزم!

خوشم آمد! جگر داري فراوان           جيگر هستي خودت والّا، عزيزم!

تـو با ايــن كوله‌پشتي كذايي          نــرو  از  نردبان  بالا ، عـزيـزم!

اگر  رفتي و لنگت را كشيدند           بچسبش مثل كووالا! عزيـزم!

حواست جمع باشد پيش قاضي*       "نعم" پاسخ بده يا "لا"، عزيـزم!

و گر كردند بيرونت ز "تي وي"          تو هـم تبليغ كن كالا، عزيزم!

ولي در كفش شاعرها نكن پا         نــكن تُف‌هاي سـربالا، عزيــزم!!

ترانه‌ساز خواهد شد كسي كه          نداند فرق "فا" با "لا" ، عزيزم؟!

نگشته قحطي شاعر در ايران          نرفــتــه آب سربالا، عــزيــزم!

...

بگو –گير سه‌پيچه گر كه دادند-        خداحافظ همين حالا، عزيزم!

 

* اصولا پيش قاضي، معلق‌بازي قدغن است! مخصوصا كه قاضي‌اش از نوع مرتضوي باشد!

 تكمله‌ي دوستان:

بوالفضول الشعرا :

خداحافظ همین حالا عزیزم             بده بازم از این حالا عزیزم!

مشو بالا و پایین تا نگویند:             بکش پایین بکش بالا عزیزم!

"نعم" گوید هر آنکس در جوابت        جوابش را نده با "لا" عزیزم!

 

محمد روحانی ( نجوا کاشانی):

برو جوراب بباف پا پوش علم کن      نداره گرمی این‌شالا(!) عزیزم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 10:35  توسط رند عالم‌سوز  |